موسیقی زرتشتی گونه‌ای از موسیقی دینی است که در مراسم مذهبی زرتشتیان اجرا می‌شود.

گرچه برخی از رسوم زرتشتی نگاهی منفی به ملودی‌های پیش از اسلام داشته‌اند (همچون ترانه‌های شبانی یا روستایی) اما با این حال موسیقی زرتشتی از ابتدای بنیان‌گذاری این دین وجود داشته‌است.


متون تاریخی نشان می‌دهند که پیش از حمله اعراب به ایران، زرتشتیان با آهنگ‌های تک‌نفره یا گروهی آشنا بوده‌اند. بیشتر این نغمه‌ها به فراموشی سپرده شده و اکنون دیگر اجرا نمی‌شوند. متن این ترانه‌ها بیشتر از اوستا و گاتاها (منسوب به زرتشت) بوده‌اند. نشانه‌های تاثیر موسیقی زرتشتی را می‌توان در سرودهای زیارتی و نیز قرائت قرآن نادری دید.

موسیقی تنبور باستانی کرمانشاه نیز شبیه موسیقی مذهبی زرتشتیان باستان است.پیروان آیین یارسان متون دینی خود را آهنگین می‌خوانند و نه به صورت حکایت‌خوانی و نقالی. شعرهای کردی این متون هجایی است به سیاق شعر ایران باستان. این آهنگین خواندن مناجات‌ها به دوران باستان برمی‌گردد که گاتها را به صورت آهنگین برمبنای ضرب حروف مصوت می‌خوانده‌اند که ترکیبی ساده و آهنگین داشته‌است. کردها و پیروان آیین یارسان نیز این شکل باستانی آهنگین خواندن مناجات‌ها را تا امروزه حفظ کرده‌اند

با از بین رفتن موبدان، بیشتر رسوم زرتشتی به دست فراموشی سپرده شد و تنها اندکی از آن‌ها باقی مانده‌است.

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴ساعت 11:2 توسط زینب فرجی |

تپه دن ديرناغا

 اوزومو يازميشام كاغاذ لار قيراغيندا

قارقيشنان

قاريشقالارينان

ايينيم شيك

قاينيم توخ

آدديم آتا بيلميرم سنين گوزلريو

آچيرام اوجوزو

اوجوز دوشورآياقلاريمدا كي باشماقلار

بيلنيرصاباح قوش لارخاطير ساخلاماميش منه

ووراجاق لار

 دووارلاري بيزيم آراميزدا

بير ايستيكان قان ايچير

 اوچور

اولوب اولماماغيني داشييرام حيطه

ايچيم ده اوولارسان

ايچيم ده شعئيرپيچيلديسي سان

توكورم باش بينوي آغاجين ديبينه

اكيلير آرزيلاريز

حسرتينن ياپيشمابوغازيمدان

 ياغيش ياغماسا

گول بيتمه جك اللريمده

اوره ييمن بوش يئرينده

تپه دن ديرناغا ساتميشام وار يوخومو

كي اوجوزلوق دوشه

باهاليق دوشورسن گئدنن سونرا

 خيابانلاردا نه خبردي سئوگي

كي آرابالاراؤلوم يوكومو تحمول ائله يه بيلميلر.

زينب فرجي

3 شهريور 1394

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴ساعت 10:40 توسط زینب فرجی |

گلدان پشت وپنجره وهاي وهوي بيرون وتنهايي زناني چادري كه هركدام در مراسم عزاي زني بدتر از خودشان دست به كار شده بودند تا همه چيز آبرومندانه برگزار شود.وكسي از دهانش در نرود كه بگويد فلاني بي كس وكاربود وكسي را نداشت كه او را از روي زمين بردارد...آمد داخل اتاق صدايش را انداخته بود توي سرش هي دادو بيداد مي كرد انگار كه خواسته باشد به همه ثابت كند كه چيزي نشده وفقط مادرش به رحمت ايزدي پيوسته يا به قول معروف عمرش را داده به بچه هايي كه اصلن راضي نبودند يك آب خوش از گلوي اين پيرزن پايين برود .اول ها وقتي پدر بزرگوارشان زياد خانه نمي آمد وبيشتر شب ها بيرون از خانه مي ماند پسرها خيلي خوش به حالشان شده بود يعني مي توانستند هرغلطي كه دلشان خواست بكنند اما بعدها از اين بي سروساماني دلشان گرفت.بدجور هم گرفت. نكند پدرشان معتادي ياچيزي شده باشد يا رفته باشد خود سر زن دوم گرفته باشد شب ها پسر كوچك مي نشست توي آشپزخانه كوچك ونقلي شان وبه ساعت زل مي زد تا خوابش مي برد يعني همه زن بيچاره را سوال پيچ مي كرد كه مامان بابا كي مي آيد ؟ و زن بدون آنكه جوابي براي پسرش سامان پيدا كند مي گفت : بلندشو برويم بخوابانمت ، پدر را نميدانم ، قصه ي جديدي خواهم گفت تا خوابت ببرد.

يا پسر بزرگ تر از سامان يا آن يكي هي بهانه مي گرفتند به تكاليف خودشان نمي رسيدند مي گويم تكاليف خداي نكرده خيال نكرده باشيد كه شاگرد مدرسه بوده باشند دانشجويان بي مزد ومواجبي بودند كه نمي توانستند خرج خودشان را از راه حلال درآورند گفتم حلال آن دو پسر كم كم به سمت وسوي مواد داشتند كشيده مي شدند پدر هم كه اينها را كه انگار همه شان را از ريشه جدا كرده باشي گذاشته بود رفته بود.هواي شب هميشه مه آلود وغم انگيز به نظر مي رسيد به نظر زن. لب به چيزي نمي زد ديگر غذا پخت برايش حال وهواي گذشته را نداشت ديگر اندامش او را در گردگيري وجارو كردن منزل ياري نمي كردند به قول خودش بيچارگي ديگر شاخ و دم نداشت مدام شوهرش را نفرين مي كرد اما بعد... زن با فرش بافي امورات مي گذراند. با سختي فراوان توانست بچه هايش را به دندان بگيرد ولي چه دنداني كه هه شان خراب شده وكرم زده بودند حالا زن درساعت 11 صبح قالب تهي كرده بود مثل اينكه اصلن پا به اين جهان خاكي نگذاشته بود انتظار پوست واستخوانش كرده بود فقط در را مي ديد وآمدن كسي را كه هرگز نمي آمد وقتي سامان سرجنازه ي مادرش بناي گريه كردن گذاشت دوست داشت حالا كه تنهايي اش دوچندان شده است بهتر است خودش را به جايي برساند منظور از جايي، سوار شدن به تاكسي ورفتن ورفتن نبود بايد حداقل تا مي توانست در تحصيل علم كوشا باشد تا بتواند گليم اش را از پايش درازتر نگذارد كه روح مادر بيچاره اش در قبر بلرزد

باران به شدت مي باريد مرد توي كوچه افتاده بود به قدم زدن وهي آه كشيدن ودود كردن سيگار. رفت جلوي در خانه اش و وقتي اعلاميه زنش را روي ديوار ديد كه دارد خودنمايي مي كند پاهايش به زمين چسبيدند وپشيماني اش به هيچ درد اهالي آن خانه نخورد وبرگشت.

زينب فرجي

27 مرداد1394  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:33 توسط زینب فرجی |

آنكه با يك بار آمدن تنهايت مي گذارد

سرودي

براي رهايي در چكمه هاي سربازي اش نيافته  است

ناگزير ازدست كشيدن

 وزيباشدن

دست مي اندازد درحلق خودش

دست مي برد در گلدان شكسته ي نقلي لب پنجره،

در  روزنامه هاي باطله

 گاهي صلح

حس وحال عجيبي دارد

حسي شبيه به جهاني شدن

در اقصا نقاط كلمه،

بي مرز وجغرافيايي

هواي اين شهر طوفاني ست

پس خوب است

پس پاهاي  فلج شده ات را روي  اين اتوبوس بنداز

جنگ گاهي بيش از يك كشته

قلب هاي زيادي را زخمي مي كند

كدام چاقو  در من جا مانده كه خونم بند نمي آيد؟

باران را  در جيب كت قهوه ايت پنهان كن

گاهي قهوه ي مردي سبز پوش  را روي ميز بريز

حصار دور روياهاي خواسته وناخواسته ات   خواهد كشيد  

 اين خانواده ي عشاير  در دشت وزيدن مي گيرند

...

مي خواستم بگويم

 اسب ها هم گاهي مي ميرند بدون

آنكه در دامن گلدار زني زندگي كرده باشند.

زينب فرجي

22 مرداد 1394

دفتر روزنامه رصد مراغه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:59 توسط زینب فرجی |

 

یک خبر و یک خبرنگار خوب ...

- کنجکاوی: اگر خبرنگارها شخصا کنجکاو باشند می توانند سوال شان را بهتر بپرسند.
- حس خبری: این که بفهمیم چه چیزی خبر است عموما با تمرین به دست می آید، اما به نظر می رسد برخی از آدم ها به طور غریزی خبر را بو می کشند.
- استقامت و پشتکاری: این که وقتی دنبال اطلاعات هستید و پشت درهای کاغذ بازی اداری، سرکار گذاشتن ها و مخالفت های پشت سر هم گیر می افتید تسلیم نشوید.
- عینی گرایی: خبرنگار خوب نظرات شخصی خود و تعصباتش را در خانه می گذارد و وارد تحریریه می شود. وظیفه خبرنگار در قبال جامعه این است که مطلع کند، نه این که ترغیب کند. اطلاعات بدهد، از تمام طرف های درگیر، تا جایی که ممکن است، و اجازه بدهد تا آدم ها خودشان تصمیم بگیرند.
- شک و تردید: خبرنگارها وقتی با مقامات، شرکت ها و مسولان سر و کار دارند باید نسبت به گفته های آنان درجه بالایی از شک و تردید داشته باشند. منابع اغلب دوست دارند اطلاعاتی به شما بدهند که به نفع خودشان باشد. البته باید حواس تان جمع باشد که این شک و تردید تبدیل به بدگمانی نشود.
- با مردم راحت باشید: بیشتر داستان های خبری را مردم می سازند. در روزنامه نگاری برای آرام و ساکت بودن و درون گرایی هم جا هست اما خبرنگارهایی که راحت با هر نوع آدمی اخت می شوند شانس بهترین برای پیدا کردن حقایق دارند.

ساختار مقدماتی یک خبر
 
یک خبر خوب صاف و مستقیم می رود سر اصل مطلب و تمام عناصر اصلی را در خود جا داده است – شامل اطلاعات پیرامونی، پیشینه، ابعاد انسانی( Human_interest ) رنگ و توصیفات. همه این عناصر از ابتدای خبر در هم بافته می شود، نه این که تکه تکه زیر هم چیده شود. شیوه آزمایش شده و اثبات شده هرم وارونه را که عناصر یک خبر را به ترتیب اهمیت زیر هم قرار می دهد - به سختی می توان کنار زد. چه کسی؟ چه چیزی؟ کی؟ کجا؟ چرا؟ چگونه؟ خب که چی؟ به عبارتی، پاسخ سؤال های اولیه ژورنالیستی باید از همان جمله اول به طور شفاف برای خوانندگان روشن شود. خبر باید طوری نوشته شود که هر پاراگراف برای خود کامل باشد(self contained ) و خواننده بتواند خبر را از هر جا خواست رها کند و دبیر سرویس بتواند از هر جا خواست خبر را کوتاه کند. خبر می تواند از آن چه روزنامه نگاری امریکایی به آن یا پاراگراف کلیدی(Nut_graph) می گوید در پاراگراف دوم یا سوم بهره ببرد. پاراگراف کلیدی خبر را خلاصه می کند و لب کلام و اهمیت آن را در یک پاراگراف بازگو می کند. به طور کلی، رویکرد«هرم وارونه» در مورد نوشتن لید هم کارآیی دارد: لید می تواند با مهم ترین، جدیدترین(و در نتیجه خبری ترین) عناصر آغاز شود، و به دنبال آن جزییات تکمیلی مثل منبع بیاید. مثال: سود شرکت فلان از فلان مقدار به بهمان مقدار می رسد اما قبلاً گفته می شد از فلان مقدار به بهمان مقدار می رسد(اول اطلاعات جدید).
 

ملزومات یک خبر

به مخاطبی فکر کنید که دارید خبر را برای او می نویسید. رویترز به طور کلی برای مخاطبانی می نویسد که متخصصان امور مالی هستند، تحصیل کرده اند، به آن چه در جهان می گذرد علاقه مند هستند، به لحاظ مالی و سیاسی به طور کلی آگاه هستند. ممکن است تمام خوانندگان کارشناس نباشند، بنابراین فکر نکنید مخاطبان همه چیز را می فهمند. از خودتان بپرسید: آیا خبر آن چیزی را که در نظر داشتید بیان می کند؟ شفاف است یا مبهم؟ مطمئن شوید که خبر به سؤال«خب که چی؟» پاسخ بدهد. ببینید آیا برای کسانی که تازه در جریان تحولات جدید قرار گرفته اند قضایا را به طور شفاف توضیح داده اید، ببینید آیا در خبر اطلاعات پیرامونی که آخرین تحولات در قالب آن معنادار می شوند گنجانده شده است. در صورتی که با خبر اقتصادی مالی سر و کار دارید، ببینید آیا خبر روی ارزش سرمایه گذاری متمرکز شده است؟ اگر خبر معمولی می نویسید، ببینید آیا«عنصر انسانی» در آن برجسته شده است؟ مطمئن شوید که خبر متعادل، منصفانه و خنثی باشد؛ دنبال عباراتی بگردید که ممکن است باعث شود خواننده فکر کند شما یک طرف ماجرا را گرفته اید مثل فلانی از آن می ترسد یا فلانی امیدوار است، ... مراقب باشید از کلماتی مثل«ادعا می کند» و عباراتی مثل«بنا بر گفته» با دقت استفاده کنید؛ چون این عبارات این پیام را به خواننده می رساند که ما در مورد آن چه می گوییم شک داریم. مطمئن شوید منبع نگاری شفاف و دقیق باشد. ساده و کوتاه بنویسید. از زبان شفاف و ساده استفاده کنید؛ به جای افعال مجهول از افعال معلوم استفاده کنید.(بمب ۱۰ نفر را«کشت» به جای بمب ده کشته«به جا گذاشت.») کلماتی را که به آن ها نیاز نیست حذف کنید. مثل ۲۱ کشور«مختلف». «که» را می توانید در بسیاری از موارد حذف کنید. به جای این که بنویسید او گفت«که» حمله انجام می شود، در بسیاری از موارد می توانید بنویسید او گفت حمله انجام می شود. از کلمات کوتاه استفاده کنید. به طور کلی، بهتر است به جای استفاده از صفت با استفاده از اسم و فعل جزییات اضافه کنید.


 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:9 توسط زینب فرجی |

 

گزارش مطبوعاتی ...

واژه Reportage در لغت به‌معنای گزارش و در اصطلاح، عبارت از بیان توصیفی،
تشریحی و تصویری یک رویداد، واقعه یا موضوع اجتماعی است.

در حدود سال 1850 میلادی، روزنامه‌نگاری از نظر کیفیت و کمیت وارد
دوران تازه‌ای شد. در این روزگار نوشده، هم موضوع‌های نو و هم فن‌آوری‌های
تازه، گزارش را به‌صورت یک مهارت اثرگذار وارد زندگی اجتماعی کرد.

اگر مفهوم گزارش را روایت تجربه‌ها، خاطره‌ها، دیده‌ها و شنیده‌ها بدانیم،
تاریخ ادبیات ما از نمونه‌های ناب گزارش سرشار است.
تاریخ‌نگاری (گزارش از رویداد)، سرگذشت‌نویسی (گزارش از شخص)
و سفرنامه‌نویسی (گزارش از محل)، از جمله رایج‌ترین نمونه‌های گزارش‌گری
در تاریخ ادبیات ما است.

با صدور فرمان مشروطیت، به تناسب تحوّل در کشور،
مطبوعات نیز متحوّل شدند و گزارش‌نویسی مطبوعاتی وارد عرصه‌ی جدیدی شد.
با انتشار نشریات گوناگون در زمینه‌های مختلف، گزارش‌نویسی در مطبوعات،
به‌تعریف امروزی آن نزدیک‌تر شد. دست‌اندرکاران نشریه‌ها، برای آگاهی‌رسانی
به خوانندگان، به اقصی نقاط کشور گزارش‌گر و مخبر با عنوان مفتّش اعزام می‌کردند
و حاصل کار آنان با عنوان "تفتیش" در نشریات درج می‌شد.

مفهوم‌شناسی گزارش

برای مفهوم گزارش، مصادیق و مشخصه‌های متفاوتی تعریف کرده‌اند.
همین امر نشان‌دهنده گستردگی معنای این واژه است. بنابراین برای
شناخت جامع و دوری از نگاهی تک‌بعدی و کاریکاتوری به چنین مفهومی،
ناگزیر از بررسی تک‌تک ابعاد آن هستیم. برخی از تعاریف و
مشخصه‌های گزارش از این قرارند:

1. تشبیه به شعر؛ گزارش به‌عنوان شعر نغز مطبوعات،
جایگاه برجسته و مهمی در روزنامه‌ها و مجله‌ها دارد. به این دلیل که شعر،
زبانِ تصویریِ زیبایی دارد و گزارش نیز هرچند که با خبر عجین باشد، چنین است.

2. خبری بودن؛ گزارش، تلفیق خبر و تحقیق، به اضافه‌ی
بازسازی هنرمندانه صحنه‌ها و موضوع‌ها، حوادث و واقعیت‌های
مهم زندگی اجتماعی است.

3. واقعه‌نگاری؛ گزارش، یعنی واقعه‌نگاری برای روزنامه،
اطلاع مفصل دادن جریان ماوقع و حادثه‌ای که با فعل تهیه کردن به‌کار می‌رود.

عنوان گزارش، با خلاقیت در آمیخته است. آنچه در گزارش‌نویسی
از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است، خلاقیّت گزارش‌گر است؛
اگر تشریح خبر، بدون توصیف و تصویرسازی باشد، آنچه از گزارش می‌ماند
یک خبر نسبتا طولانی و فاقد جذابیّت است. به‌همین دلیل،
خلاقیّت در گزارش‌نویسی به‌نحو بارزی جزء ارکان آن به‌شمار می‌رود.
اگر به تعاریفی که از گزارش و گزارش‌نویسی ارائه شد،
خلاقیّت را هم بیفزاییم، این واقعیت را دریافته‌ایم که گزارش مطبوعاتی،
شرح و ترسیم "مینیاتوری از کائنات است"؛ که گزارش‌نویس با استفاده
از خلاقیّت و تخیّل مجاز و هنر نویسندگی، آن‌را خلق می‌کند و در
معرض دید و مطالعه خواننده قرار می‌دهد؛
تا خواننده در متن واقعه یا موضوع قرار بگیرد.

انواع گزارش از نظر شکل و محتوا...

گزارش، در تقسیم اولیه، از نظر شکل و محتوا به دو گروه خبری و غیر خبری تقسیم می‌شود. خبر، وقتی‌که کالبدشکافی شود و از زوایای مختلف مورد توجه گزارش‌گر قرار گیرد، به گزارش خبری تبدیل می‌شود. آنچه گزارش‌های خبری را از گزارش‌های غیر خبری متمایز می‌کند، وجود خبر با تمام ویژگی‌های تعریف شده و مورد قبول، به‌عنوان خمیر مایه اصلی گزارش است. مهمترین انواع گزارش‌های غیر خبری به شرح زیر هستند:

1. گزارش از مکان؛ گزارش از مکان، می‌تواند توصیف و تشریح یک ساختمان، یک مکان تاریخی یا تفریحی، بنایی در حال احداث یا تأسیس، یک پروژه عمرانی، یک روستا، شهر، کشور و حتی یک اتاق باشد. تصویرسازی از محل و مکان مورد گزارش از اهمیت به‌سزایی برخوردار است؛ به‌همین جهت باید از دو بعد جغرافیایی و معنوی به توصیف و تشریح مکان مورد گزارش پرداخت.

2. گزارش از سفر یا سفرنامه مطبوعاتی؛ سفرنامه مطبوعاتی، همچون دیگر مقوله‌های تحریری روزنامه‌نگاری، باید ویژگی ایجاز و کوتاهی را دارا باشد. هرچند که گزارش از سفر در مطبوعات تا چند شماره به چاپ می‌رسد، ولی نگرش گزارش‌گر مطبوعاتی، یک نگرش خبری در سفر و در نتیجه در نگارش گزارش از سفر است.

گزارش از سفر هرچند که شرح سفر است و گزارش دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و نکات برجسته و گاه عجیب و شرح اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین آداب مردم است، در واقع ترکیبی از گزارش‌های خبری و گزارش از مکان است که با توصیف و تشریح، تشکیل می‌گیرد.

3. گزارش از شخص؛ همواره در میان افراد سرشناس، عادی و گمنام جامعه، به اقتضای خصوصیات فردی، حرفه‌ای یا اثراتی که در جامعه بر جای می‌گذارند یا سبب تحوّل می‌شوند، کسانی هستند که آگاهی از نوع زندگی، عادات اخلاقی، صفات ظاهری یا باطنی آن‌ها برای مردم جالب توجه است.

یک گزارش‌گر که قصد گزارش از شخص را دارد، باید قبل از هر اقدامی، در اطراف شخص مورد گزارش به مطالعه و تحقیق و تفحص بپردازد، آثار او را مطالعه کند، سخنرانی‌هایش را مرور نماید، از اقدامات او مطلع شود و با کسانی که به‌نحوی با او آشنایی دارند، درباره او، کسب اطلاع کند.

خمیرمایه اصلی گزارش از شخص را مصاحبه تشکیل می‌دهد. به‌همین دلیل هم در بسیاری مواقع، به‌خصوص زمانی که مصاحبه با شخص، به‌صورت رپورتاژ تنظیم شود، حدود و مرزهای این دو مقوله‌ی مطبوعاتی مخدوش می‌شود. برای پرهیز از ایجاد شبهه، باید توجه داشت که هرگاه گزارش‌گر پا به درون زندگی خصوصی شخص بگذارد، گزارش از شخص تهیه شده است و هرگاه تنها به حرفه وی توجه داشته باشد، حاصل کار، مصاحبه با شخص خواهد بود.

4. گزارش مصور؛ جایی‌که تصویر، جای واژه‌ها بنشیند، گزارش مصور شکل می‌گیرد. به‌عبارت دیگر، گزارش مصور، گزارشی است که عکس در آن رکن اصلی را دارد و با شرح عکس‌نویسی و صفحه‌آرایی تکمیل می‌شود.

انواع گزارش به‌لحاظ متن

علاوه‌بر تنوع گزارش به‌لحاظ شکل و محتوی، تقسیم‌بندی دیگری از گزارش وجود دارد؛ که می‌توان از جمله آنها به موارد زیر اشاره کرد:

گزارش‌های کوتاه؛ این گروه گزارش‌ها دارای دو ویژگی هستند: حجم کوتاه و محدودی دارند و به‌طور معمول دارای یک محور هستند. این گزارش‌ها را می‌شود در یک نوبت کار و در فرصت محدود تدارک کرد. نیاز به اطلاعات و تحقیق محدود، خصلت دیگر گزارش‌های کوتاه است. دو نوع معمول این گزارش‌ها، گزارش خبری، گزارش آزاد و شبه گزارش است.

گزارش بلند؛ گزارش‌های بلند، زمینه و شکل اصلی گزارش در معنای رسانه‌ای است. اکثر ویژگی‌هایی که برای گزارش شمرده شده مربوط به این گروه است. این گزارش‌ها نیازمند تدارک گسترده‌ای هستند، به‌طور معمول حجم مفصل دارند و به نسبت گزارش‌های کوتاه، وقت بیشتری را از گزارش‌گر می‌گیرند. گزارش از پدیده، گزارش از فرایند و گزارش رویداد، در این گروه قرار دارند.

گزارش‌های خاص؛ این نوع گزارش‌ها به‌دلیل اینکه تدارک آنها به‌طور معمول، کار هر گزارش‌گری نیست، خاص نام دارند. گزارش طنز، گزارش ویژه و گزارش تصویری در این گروه جای می‌گیرد.

گزارش پی‌گیرانه (تحقیقی)؛ این نوع گزارش، حاصل کار حرفه‌ای گزارش‌گر و قله کوشش‌های روزنامه‌نگارانه شناخته می‌شود؛ که تدارک آن، کاری بسیار دشوار است.

ارکان گزارش

هر قطعه کار رسانه‌ای را به اعتبار مضمون و آرمان تشکیل‌دهنده آن نام‌گذاری می‌کنند. برای آنکه یک متن نوشتاری، صوتی یا تصویری را نام گزارش به‌خود بگیرد، باید سه جزء یا سه رکن زیر را داشته باشد:

مشاهده؛ مشاهده چیزی غیر از مجموعه قابلیّت‌ها، مهارت‌ها و کارآمدی‌های گزارش‌گر در برخورد با سوژه یا موضوع هر گزارش نیست. شاید مهم‌ترین تفاوت کار گزارش‌گر با کارهای تحریریه دیگر نیز در همین رکن باشد. خبرنگار نمی‌تواند بدون مشاهده مستقیم سوژه، گزارش قابل قبولی از آن به مخاطب انتقال دهد.

مصاحبه؛ همه دریافت‌های لازم برای تدارک یک گزارش مطلوب، از مشاهده تأمین نمی‌شود. بخشی از این دریافت، از راه نقل قول و جستجوی واقعیت‌ها از زبان دیگران به‌دست می‌آید. گزارش‌گر معمولا با دو گروه شاهدان عینی و صاحب‌نظران مصاحبه می‌کند.

تحقیق/اطلاعات (مطالعه)؛ برای هر گزارش‌گر، "آرشیو"، قابل اتّکاترین منبع یافتن نکته‌ها و پیام‌های لازم است. اما آرشیو به تنهایی کافی نیست؛ بلکه منابع اطلاعاتی دیگری هستند که در آرشیوها آن‌ها را نمی‌توان پیدا کرد؛ بلکه آن‌ها را باید در لابی‌های دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها جست. کارشناسان متخصص این منابع اطلاعاتی غنی به منابع زنده تعبیر شده‌اند؛ که در مقابل، منابع غیر زنده شامل کتاب، بروشور، کاتالوگ، مطبوعات و ... قرار دارد.

ویژگی‌های گزارش‌گر...

گزارش‌گر، یک خبرنگار موفق و آگاه است که تجربیّات لازم را در حین کار خبرنگاری، کسب کرده و بینش لازم را به‌دست آورده است و آمادگی دارد تا در زمینه گزارش‌نویسی، وارد مرحله عمل شود. گزارش‌گر باید ذهن جستجوگر، تحلیل‌گر و روحیه تحقیق داشته باشد. نکته مهم در گزارش‌نویسی، خلاقیّتی است که گزارش‌گر در گزارش به‌وجود می‌آورد. خلاقیّت، چیزی جز نوآوری در گزارش‌نویسی نیست؛ که آن‌هم با ذخیره علمی و حرفه‌ای و با کار و تلاش مستمر به‌وجود می‌آید.

مراحل مختلف تهیه گزارش

برای تهیه یک گزارش، چهار مرحله را باید طی کرد:

1. یافتن سوژه؛ سوژه‌یابی نخستین قدم برای گزارش‌نویسی است. اگرچه به‌ظاهر، هنر گزارش‌گر در چگونگی جمع‌آوری اطلاعات و تنظیم گزارش خلاصه می‌شود، اما باید پذیرفت که زیرساخت این دو مرحله، یافتن سوژه‌ی مناسب است. لذا سوژه خوب می‌تواند 50 درصد از اصل کار گزارش محسوب شود.

2. پرورش سوژه؛ وقتی سوژه مشخص باشد، به مشغولیّت ذهنی گزارش‌گر مبدّل می‌شود. باید به این فکر کرد که چگونه می‌توان از سوژه‌ی تعیین‌شده، یک گزارش درجه یک تولید کرد؟ یک ساعت فکر کردن، قبل از آنکه به جمع‌آوری اطلاعات بپردازیم، بهتر از یک هفته وقت‌گذرانی بدون تفکّر قبلی است.

3. گردآوری اطلاعات؛ گردآوری اطلاعات و تحقیق درباره‌ی سوژه از حالت‌های زیر خارج نیست: مشاهده میدانی، مطالعات آرشیوی و تحقیقات کتابخانه‌ای، گفت و گو با مردم و شاهدان عینی و گفت و گو با کارشناسان.

4. تنظیم گزارش (ایجاد ساختار)؛ تنظیم گزارش در اصل، یعنی ایجاد ساختار برای یافته‌های گزارش‌گر، که بدون اغراق چگونگی تنظیم آن از اهمیّت ویژه و تعیین‌کننده‌ای برخوردار است. تنظیم گزارش از سبک‌های خبرنویسی تبعیّت می‌کند؛ که عبارتند از: سبک هرم وارونه، تاریخی، تاریخی همراه لید و ....

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:9 توسط زینب فرجی |

درست است

 كه اگر خوشبختي را

 روي سنگ مرمر بگذاريم

 آب مي شود

 بعد مي ريزد در درياي پر تلاطم عشق

  بعد ليوان محبوبت را

كه خسته از سر كار برگشته پر مي كند

 درست است  كه اگر خوشبختي

 براي چند لحظه  به زني بيوه

در اين شهر درندشت برسد

فقط براي يك لحظه شوهرش را مي بوسد

چرا پل ها را وارونه مي سازند

چرا پنجره ها را بسته مي آفرينند

چرا هوا كه ابري مي شود

كودكي در درون درياچه سقط مي شود

خوشبختي

 نبايد مال ديكتاتوري در جنگ باشد كه چشمهاي عزيزي را

از كاسه در آورد

وهزاران بار  به روياي كسي  آسيب برساند

رنگ لب هايت را با خون جواني ام سرخ كردم

اسب ها هم گاهي به دويدنشان روي موهاي سرت شك دارند

  زير روسري قرمز تو چه مي گذرد

 كه برف مي آيد خوشبختي دست هاي پينه بسته ي كارگري  بود درساختمان

وقتي شعرهاي دخترش را بيمه كرد

هيچ زني از مردي

 هيچ مني از تو ديگر طلاق نگرفت.

زينب فرجي

19 مردادماه 1394

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:55 توسط زینب فرجی |

الفبای ترکی آذربایجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

محتویات

حروف

Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff, Gg, Ğğ, Hh, Xx, , İi, Jj, Kk, Qq, Ll, Mm, Nn, Oo, Öö, Pp, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Yy, Zz

حروف اصلی در الفبای ترکی

حروفی که بنای لغات ترکی بر آنهاست:[۱]

ا A - ب B - پ P - ت T - ج C - چ Ç - خ X - د D - ر R - ز Z - س S - ش Ş - ف F - ق Q - ک K - گ G - ل L - م M - ن N - و V - ه H - ی Y

حروف ترکی که در ابتدای کلمه نمی‌آیند

  • ر [۲]
  • غ Ğ، مثل: سوغان Soğan (پیاز)، دوغوش Doğuş (تولد).

حروف فرعی

حروفی که اصلیت ترکی ندارند و از زبانهای دیگر وارد شده اند:

  • ژ j

در لغات ترکی اصیل(Öz-Türkce) واجهای عربیِ ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ح، ع و غ یافت نمی‌شود.[۳]

حروف صامت در ترکی آذربایجانی

  • ب: بالیق Balıq (ماهی)، بئل Bel (کمر)، قاب Qab (ظرف)
  • پ: ایپک İpək(ابریشم)، ساپ Sap (نخ)
  • ت: تلیس Təlis (گونی)
  • ج: جئیران Ceyran (آهو)، قوجا Qoca (پیر)، کرپیج Kərpic (خشت)
  • چ: چای Çay (رودخانه)، سئرچه əSerçe (گنجشک)، قولچاق Qolçaq (عروسک)
  • خ: خورتان Xortan (لولو)، اَرخ Arx (جوی آب)، توخوماق Toxumaq (بافتن)
  • د: داراق Daraq (شانه)، دامجی Damcı (قطره)، سؤگود[۴] Söyüd (درخت بید)
  • ر: بَرک Bərk (سفت)، قارا Qara (سیاه)
  • ز: زای Zay (خراب، گندیده)، مازالاق Mazalaq (فرفره)، بالدیز Baldız (خواهر شوهر و خواهر زن)
  • ژ: قیژقیرماق Qıjqırmaq (ترشیدن) [۵]
  • س: ساچ Saç (زلف، گیسو)، ترسَه Tərsə (برعکس)
  • ش: شیش Şiş (سیخ)، مئشه Meşə (جنگل)، دؤش Döş (سینه)
  • غ: آغری Ağrı (درد)، یاغ Yağ (روغن)
  • ف: کوفلنمیش Küflənmiş (کپک زده)
  • ق: قارقا Qarqa (کلاغ)، قولاق Qulaq (گوش)، قارپیز Qarpız (هندوانه)
  • ک: کورک Kürək (پشت)، تیکان Tikan ( خار)، اؤرتؤک Örtük (ملافه)
  • گ: گؤزل Gözəl (زیبا)، گَلین Gəlin (عروس)، سوپورگه Süpürgə (جارو)
  • گ نرم: ایینه İynə (سوزن)، اَیری Əğri (کج)، دوگو Düyü (برنج)
  • ل: لاله Lalə (لاله)، سالخیم Salxım (خوشه میوه)، اَل Əl (دست)
  • م: مارال Maral (گوزن)، اَپریمک Əprimək (فرسوده شدن)
  • ن: نارین Narin (ریز)
  • و: وئرمک Vermək (دادن)
  • ه: هؤرمک Hörmək (بافتن)
  • ې: آیی Ayı (خرس)، آی Ay (ماه)[۶]

حروف مشدّد را با تکرار حروف همسان می‌نویسند: یِددی yeddi (هفت)، سَققَل Saqqal (ریش).

مصوتها

در زبان ترکی علاوه بر شش صائت (مصوت) اَ Ə، اِE، اُ O، آ A، ای İ ,Iو U، سه صائت دیگر نیز وجود دارد. در ا ین حال مشکل اصلیِ نوشتنِ کلمات ترکی با خط عربی رخ می‌نماید؛ چون خط عربی فونتیک نیست و صدا به جای آنکه در نوشتار کلمات نمایش داده شود، بیشتر به وسیله سابقه ذهنی خواننده کشف می‌شود.[۷] سه مصوت دیگر عبارتند از:

  • اوْ Ö (اُ ظریف که تلفظی بین اِ و اُ دارد): اُگؤد Öğüd (نصیحت)، گؤز Göz (چشم).
  • اۆ Ü (او ظریف که تلفظی این ای و او دارد): اؤست Üst (بالا)، گؤزگی Güzgü (آینه).
  • ایٛ I (تلفظی بین ای و اِ): قیزیل Qızıl (طلا)، آچیق Açıq (باز، روشن)، سیرغَا Sırğa (گوشواره)، ساری Sarı (زرد).

جستارهای وابسته

زبان ترکی آذربایجانی

توضیحات

  1.  
  • دیوان لغات‌الترک
  • ·  هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف ر شروع نمی‌شود. گویا در قدیم تلفظ کلماتی که با ر آغاز می‌شود، برای ترکها مشکل بوده است؛ چنانکه برای سهولت تلفظ کلماتی (غیرترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف الف می‌افزوده‌اند؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود.بر این اساس احتمالاً کلمهٔ ترکی اروج به معنی روزه، در اصل شکل تغییریافتهٔ کلمهٔ فارسی روزه است. در قدیم کلمهٔ روز در زبان فارسی به صورت روج هم بیان می‌شده است؛ همچنانکه باباطاهرهمدانی، گفته‌است:

من آن پیرم که نامم بی قلندر

 

نه خان دیرُم نه‌مان دیرُم نه لنگر

چو روج آیو بگردم گرد گیتی

 

چو شو آیو به سنگی (یا به خشتی) وانهم سر

کلمهٔ روز در زبان کردی به صورت روژ (Roj) بیان می‌گردد.

  • ·  لغات‌الترک محمود کاشغری
  • ·  در الفبای عربی، هرگاه حرف ی بین دو مصوت قرار گیرد، ی تبدیل به گ می‌شود، هرچند که در تلفظ همان ی تلفظ می‌شود.
  • ·  به‌ندرت می‌توان كلمه‌ای در زبان تركی يافت كه در آن حرف ژ به كار رفته باشد.
  • ·  معرفی حروف الفبا از كتاب اینجی دیلیم، دکتر زهتابی
  1. ·  تركی هنر است

منابع

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 14:3 توسط زینب فرجی |

كئكشه داغلارجان گوجوم اولايدي

 دولانايديم باشينا

ساده جه ييخلان كپنك لرين

 قول قولا وئريديم

آشايديم

هي بو داشدان او داشا،

سني وئرن گوزله

 قوربان

 كئچسيديم

اود توتوب يانان ياوالاج،

كئكشه گونش اولايدين

يانديرايدين

گونومو

خاطيريمي

گيزلن پاچ اوينايسان قاپي قاباغيندا

منه نه اولور گؤزل قادين

كاغاذ اوسته آغاجلارينان

 دانيشماق ايستيرم

هه دانيش

 گوره سن دونيانين دئيشمك اوچون

نه لازيمدير

قارا اورمان؟

باغچانيز؟

كيمسه داغ قوياجاق اللريمه

هردن قيچ لاريمدان كئچمسه يئل

اوزگون اولما

سوموك لريمده عومور بويو گول بيته جك

زينب فرجي

15 مرداد1394

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:48 توسط زینب فرجی |

كشتي هاي به گل نشسته

مسافران عروس را كجا مي بريد؟

كه ماه

 ديگر

از هيچ طرف اين اتاق كوچك در نمي آيد

كجا مسكن شان مي دهيد

 كه شاعرانه هاي لحظه ي موعدشان ازياد نرود

در جنگل تخم مي گذارم

هوا سرد مي شود

در شب به دريا مي زنم

ماهيان قزل آلا سرد مي شوند

من اينجا در لنگر گاه زنان نوبالغ

كبوتر مي كارم

وخوشه خوشه از تنهايي ، ستاره برمي دارم

دراين باران قهوه مي خورم

و به سلامتي

نااميداني

كه از روياهاي غرق شده مي گذرند

سلامِ خداحافظي مي دهم

ببين

قلبت  درمغازه اسباب بازي فروشي

 آب مي رود

وقتي موهاي كارگرانت دم اسبي  را مي بافم در شب.

زينب فرجي

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:48 توسط زینب فرجی |

مطالب قدیمی‌تر